من چقدر پارسال اینجا مینوشتنم شرح حالم رو ولی امسال هیچی! البته پارسال پر از سوژه بود :) و الان فقط منم و اتاقم!و فقط دو هفته ای یه بار رفتن به حوزه قلمچی وباز منو اتاقم!
خب آزمون امروز بهتر از دوتای قبلی بود! مشکل من برقرار نکردن تعادل بین اختصاصی و عمومی هست همش اختصاصی میخونم یهو به خودم میام میبینم عه هیچی عمومی نخوندم بعد اختصاصیا رو ول میکنم که عمومی بخونم بعد حوصله عمومی ندارم از اون ورم برم اختصاصی بخونم استرس عمومیا میگیرتم و هیچی نمیخونم
چند روز مونده به آزمون من دقیقا اینجوریه!!خب باید درستش کنم این آزمون دیگه باید درست برنامه ریزی کنم و به همه درسا برسم!
خب دیگه چی؟؟آها این که تنها دوستی که گذاشتم تو زندگیم باشه ف هست و بقیه رو کلا حذف کردم!و هیچگونه ارتباطی باهاشون ندارم!
دیگه اینکه پشت کنکوری بودنم خوبه ها!راحت از شر همه معلما و ناظم و مدیر که هی زنگ بزنن و بگن چرا نیومدی؟ولی گاهی دلم تنگ میشه واسه همه خل بازیای مدرسه! فرارا! اذیتای سرکلاس!خنده های بلند!فضای پشت مدرسه!ول گردیایه زنگای تعطیل تو خیابون!
عاغا برنامه کارنامه 20 هفته قبل فراتر از عالی بود من دانلودش کردم روزی 100بار نگاش میکنم!ینی عالیه حتما اگه ندیدین ببینین خیلی خوب بود :))
امروز داشتیم با بچه ها سر جلسه در باره ی کشیکای پزشکی حرف میزدیم نگو همه دوس دارن!
دیگه نمیدونم چی بنویسم قبلنا خیلی وراج بودما
"به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نکنی!
اگر کتاب نخوانی!اگر به اصوات زندگی گوش ندهی!
اگر از خودت قدر دانی نکنی!
به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی!
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برده ی عادات خود شوی اگر همیشه از یک راه تکراری بروی اگر روزمرگی را تغییر ندهی!
اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی!
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر از شور و حرارت از احساسات سرکش و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندتر میکنند دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی!
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی!
اگر ورای رویاها نروی!
اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!"
برچسب:
نویسنده: میلاد قاسمی